شاخصه‌های مدل حکمرانی شهید امام خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه)؛ از ویرانه‌های استعمار نو تا قله‌های تمدن اسلامی

نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت

نویسنده

استاد حوزه و دانشگاه

10.22034/jie.2026.2296.1023

چکیده

مفهوم حکمرانی در اندیشه سیاسی شهید امام خامنه‌ای برخلاف الگوهای رایج غربی که غالباً مبتنی بر تفکیک قدرت و مردم و کاهش نقش شهروندان به صرف رأی‌دهندگی در مقاطع زمانی مشخص است، بر محوریت تعامل «امامت» و «امت» استوار است. پژوهش حاضر، با رویکرد کیفی توصیفی تحلیلی با هدف مفهوم‌پردازی «مدل حکمرانی» رهبر شهید انقلاب و با هدف تبیین شاخصه‌های مدل حکمرانی شهید امام خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه) و پاسخ به چالش‌های تهدیدات نوین انجام شد. یافته‌ها نشان داد که در این پارادایم، تاریخ به عنوان «علم راهبردی» و مردم به عنوان «معماران تاریخ» و ستون اصلی اقتدار ملی شناخته می‌شوند. همچنین مشخص شد دشمن‌شناسی، مرزبندی با جریان‌های غرب‌گرا، سبک رهبری اخلاقی و تأکید بر عدالت اجتماعی و رفع فقر و توجه به افق آینده و رسیدن به تمدن نوین اسلامی، ارکان اصلی این مدل هستند. نتیجه‌ حاصل شده از این پژوهش حاکی از آن است که مدل حکمرانی رهبر شهید انقلاب مبتنی بر معرفت دینی و شناخت تاریخی، با محوریت مردم و هوشیاری در برابر جنگ ترکیبی، مسیر تحقق «ایران قوی» و گذار به «تمدن نوین اسلامی» را هموار می‌کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Characteristics of the governing model of Imam Khamenei (may Allah be pleased with him); From the ruins of neo-colonialism to the peaks of Islamic civilization

نویسنده [English]

  • Maryam Esmaeli
Professor of seminary and university
چکیده [English]

The concept of governance in the political thought of the Martyred Imam Khamenei, contrary to common Western models which are often based on the separation of power and people and the reduction of citizens' role to mere voting at specific time intervals, is established on the centrality of the interaction between "Imamate" and "Ummah". The present research, employing a descriptive-analytical qualitative approach with the aim of conceptualizing the "governance model" of the Martyred Leader of the Revolution and with the objective of explicating the characteristics of the governance model of the Martyred Imam Khamenei (may God Almighty be pleased with him) and responding to the challenges of modern threats, was conducted. The findings indicated that in this paradigm, history is recognized as "strategic science" and the people as "architects of history" and the main pillar of national authority. Furthermore, it was determined that knowing the enemy, drawing boundaries with Western-oriented currents, ethical leadership style, emphasis on social justice and poverty alleviation, attention to the future horizon, and achieving the New Islamic Civilization are the main pillars of this model. The result obtained from this research indicates that the governance model of the Martyred Leader of the Revolution, based on religious knowledge and historical understanding, with people as the axis and vigilance against hybrid warfare, paves the way for the realization of a "Strong Iran" and the transition to a "New Islamic Civilization".

چکیده تفصیلی مفهوم حکمرانی در اندیشه سیاسی شهید امام خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه)، برخلاف الگوهای رایج غربی که مبتنی بر تفکیک قدرت از مردم و تقلیل نقش شهروندان به صرف رأی‌دهندگی در مقاطع زمانی مشخص است، بر محوریت تعامل «امامت» و «امت» استوار می‌باشد. این پژوهش با هدف مفهوم‌پردازی «مدل حکمرانی» رهبر شهید انقلاب و تبیین شاخصه‌های آن، با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای بیانات ایشان در دوران زعامتشان انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش آن است که علی‌رغم گسترش ادبیات مربوط به سبک زندگی، اقتصاد مقاومتی و مبانی فلسفی حکومت، هنوز الگوی جامعی که شاخصه‌های عملیاتی حکمرانی ایشان را در قالب یک مدل نظری منسجم ارائه دهد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این خلأ پژوهشی به ویژه با توجه به تاریخ ایران که در وضعیت خطرناک «نیمه‌استعمار» و پیوند استبداد داخلی با استعمار خارجی (به اوج رسیده در دوران پهلوی) قرار داشته، اهمیت مضاعف می‌یابد. یافته‌های پژوهش چهار شاخصه کلیدی را در مدل حکمرانی شهید امام خامنه‌ای شناسایی کرده است: نخست، «دشمن‌شناسی راهبردی و جریان‌یابی هوشمندانه» که در اندیشه ایشان نه یک تاکتیک سیاسی، بلکه ضرورتی وجودی برای بقای نظام در برابر جنگ ترکیبی است. ایشان استعمار نوین را تحولی به سمت «استعمار فرانو» و «جنگ ترکیبی» می‌دانند که هدف آن زدودن هویت اسلامی-انسانی ملت‌هاست. این دشمن‌شناسی دو لایه دارد: شناخت دشمن خارجی (به ویژه آمریکا به عنوان «حاکمیت مطلق» تاریخی) و شناسایی جریان‌های داخلی همسو با دشمن (غرب‌گرایان سکولار). ایشان در خطبه‌های نماز عید فطر سال ۱۳۷۴ با صراحت، ویژگی‌های نماینده واقعی ملت را برشمردند و از کسانی که «اسلام را نمی‌پسندند» و «به خاطر دل بیگانگان به انقلاب اهانت می‌کنند» برائت جستند. دوم، «مردم‌سالاری دینی» که در آن مردم «تاریخ‌سازان» واقعی و محور عدالت‌خواهی هستند. در این الگو، مشارکت مردم محدود به انتخابات نیست، بلکه شامل کلیه ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می‌شود. رهبر شهید انقلاب معتقد بودند پیشرفت باید همه‌جانبه باشد و صدای قشر محروم که تریبون ندارند، شنیده شود. ایشان با استناد به کلام امیرالمؤمنین علی (ع) که «رحم الله امرء عرف من أین و الی أین و فی أین»، ابعاد سه‌گانه معرفت (مبدأ، طریق و معاد) را مبنای حرکت جامعه می‌دانند و بر این باورند که مردم با «ایمان» و «مجاهدت» می‌توانند توطئه‌های دشمن را خنثی کرده و «ایران قوی» را محقق سازند. سوم، «اخلاق‌مداری و سبک رهبری توحیدی» که در تقابل آشکار با سبک رهبری پهلوی (مبتنی بر تحقیر و خشونت) قرار دارد. این شاخصه بر اهمیت «سبک زندگی توحیدی» به عنوان زیربنای تمدن نوین اسلامی تأکید دارد؛ سبکی که در آن ایمان به خدا اساس انتخاب است و تقلید از فرهنگ غربی به دلیل ماهیت تهاجمی و فسادآفرین آن ممنوع اعلام شده است. قرآن کریم در این دیدگاه کتاب سعادت دنیا و آخرت معرفی می‌شود و تنها با عمل به آن می‌توان عزت، رفاه و انسجام ملی را تأمین کرد. چهارم، «تمدن‌سازی» که نقطه اوج مدل حکمرانی و غایت آرمانی آن محسوب می‌شود. شاخص‌های استخراج شده از بیانات ایشان در شهریور سال ۱۳۸۵ شامل پنج محور اصلی است: عدالت‌طلبی، مبارزه با فساد، سلامت اعتقادی و اخلاقی مسؤولان (با مؤلفه‌هایی چون ساده‌زیستی، تواضع، سعه صدر و پرهیز از هوای نفس)، شایسته‌سالاری در انتصابات، و مشارکت مردم در تصمیم‌گیری‌های ملی و جهانی. در این مدل، ملی‌گرایی ایرانی با تفکر شیعی در هم آمیخته و بیداری اسلامی محقق شده، ایران را به قطب هدایت‌گر جبهه مقاومت تبدیل کرده است. برای تحقق این افق، مدیران جامعه باید ویژگی‌های «مؤمن، شجاع و انقلابی» را دارا باشند و ساخت تمدن اسلامی مستلزم دو عنصر حیاتی «تولید فکر» و «پرورش انسان» است. در نتیجه، مدل حکمرانی شهید امام خامنه‌ای مدلی است که با عبور از مفاهیم غربی، بر پایه دشمن‌شناسی (ضامن امنیت)، مردم‌سالاری دینی (ضامن مشروعیت)، اخلاق‌مداری (ضامن پایبندی به ارزش‌ها) و تمدن‌سازی (هدف غایی) بنا شده است. این پژوهش نشان می‌دهد که گذار ایران اسلامی از یک دولت ملی به یک تمدن‌ساز جهانی، تنها با اتکا به این مؤلفه‌ها، تربیت مدیران مؤمن و انقلابی، و پرهیز از هرگونه انحراف از مسیر تعیین‌شده امکان‌پذیر خواهد بود. بیان مسأله ایران طی دو قرن اخیر، همواره در معرض تهاجمات استعماری و توطئه‌های نفوذی بوده است؛ از جنگ‌های دوران قاجار تا کودتای ۱۲۹۹ و استبداد پهلوی. اما مسأله مهم‌تر، پیوند استبداد داخلی با استعمار خارجی است که مانع اصلی بروز خواسته‌های ملت و مردم بوده است. جمهوری اسلامی از همان آغاز به جز جنگ نظامی و تحریم‌های اقتصادی، با سایر ابعاد «جنگ ترکیبی» و «نفوذ» روبرو بوده است. در این شرایط، چگونه می‌توان با تکیه بر آموزه‌های رهبر شهید انقلاب امام خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه) که همواره به دنبال «ایران مقتدر و پیشرفته» بودند، الگویی از حکمرانی ترسیم کرد که در آن مردم با بصیرت کامل، ضمن حفظ هویت ایرانی اسلامی، توطئه‌ها را خنثی کرده و به سمت تمدن‌سازی پیش بروند؟ حاکمیت استعمار در دوره پهلوی؛ از نیمه‌استعماری تا حاکمیت مطلق برای درک عمیق مدل حکمرانی شهید امام خامنه‌ای، باید نگاهی به بستر تاریخی‌ انداخت که ایشان بارها بر آن تأکید کرده‌اند. تاریخ در نگاه ایشان، یک روایت ساده از گذشته نبود بلکه یک «علم راهبردی» و ابزاری برای شناخت مواضع دشمن و طراحی آینده تلقی می‌شد. این نگاه کاربردی به تاریخ، ملت را از انفعال خارج کرده و به سوژه‌ای فعال در صحنه تحولات تبدیل می‌کند. ایران حدود ۲۲۰ سال است که با پدیده شوم استعمار درگیر است. اما نکته‌ی ظریف و مهمی که رهبری بر آن انگشت گذاشته بودند، تفاوت «استعمار سنتی» با «نیمه‌استعماری» است. ایران برخلاف کشورهایی همچون هند، عراق و آمریکای لاتین که مستعمره رسمی شدند، در وضعیت خطرناک‌تری قرار گرفت؛ وضعیتی که ایشان آن را «نیمه‌استعمار» می‌دانستند. در این وضعیت، چهره‌ی استعمار پنهان می‌شود و حکومت‌های وابسته، نقش واسطه‌ی استثمار را بازی می‌کنند. این نفوذ در دوره پهلوی به اوج خود رسید. رژیم پهلوی که با کودتای ۱۲۹۹ و حمایت مستقیم استعمارگران بر سر کار آمد، نماد بارز «پیوند استبداد داخلی و استعمار خارجی» بود. در دیدگاه رهبر شهید، رژیم پهلوی تنها یک حکومت مستبد نبود، بلکه «مهم‌ترین سنگر رژیم‌های مستکبر» محسوب می‌شد. ایشان تأکید می‌کردند: «مهم‌ترین سنگر رژیم‌های مستکبر - یعنی اوّل انگلیس، بعد آمریکا- در کشور ما عبارت بود از خود رژیم دست‌نشانده‌ی طاغوت. رژیم دست‌نشانده‌ی طاغوت، سنگر اینها بود؛ به‌وسیله‌ی او بود که اینها هر کاری می‌خواستند در این کشور می‌کردند.» (بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم رضوی، 01/01/1395) این وابستگی فرعون گونه، چنان عمیق بود که آمریکا در ایران «حاکمیت مطلق» داشت. رهبر انقلاب در دیداری که با اقشار مختلف مردم در سال 1394 داشتند، اذعان داشتند که «آمریکا ۲۵ سال در این کشور حاکمیّت مطلق داشته است... در ایران حرف، حرف آمریکایی‌ها بود؛ حاکمیّت مطلق آمریکا در دوران رژیم طاغوت... آمریکا در کشور ما فرعونیّت می‌کرد.» (بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، 18/06/1394). مقایسه‌ی این وضعیت با دوران قاجار که علما و روشنفکران نسبت به استعمار حساس بودند، نشان‌دهنده عمق فاجعه در دوران پهلوی است. در دوران قاجار، وقتی طلیعه‌های استعمار در هند و دیگر کشورها ظهور کرد، علما هشدار دادند که مبادا ایران به سرنوشت آنها دچار شود. این حساسیت مبتنی بر مبانی دینی نظیر قاعده نفی سبیل «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» (نساء: 141) و قاعده علوّ «الاسلام یعلو و لایعلی علیه» (ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب (ع)، 3: ۲۷۹) بود که سلطه‌ی کفار را بر مسلمانان جایز نمی‌دانست. شاخصه‌های مدل حکمرانی شهید امام خامنه‌ای 1. ضرورت دشمن‌شناسی و جریان‌شناسی در مدل حکمرانی شهید امام خامنه‌ای، «دشمن‌شناسی» یک امر بدوی یا احساسی نیست، بلکه یک ضرورت وجودی و علمی برای بقای نظام است. بیانیه گام دوم انقلاب به عنوان نقشه راه آینده، بر شناخت دشمن تأکید اکید دارد. چرا که بدون شناخت ابعاد و اشکال استعمار نو، رسیدن به ایران مقتدر ممکن نیست. ایشان معتقد بودند که دشمن امروز همان استعمار دیروز است، اما با چهره‌ای متفاوت. استعمار نو که اکنون به «استعمار فرانو» و جنگ ترکیبی تغییر چهره داده، به دنبال زدودن هویت اسلامی و انسانی ملت‌ها از طریق تهاجم فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است. در این میان، جریان‌های غرب‌گرا در کشور، که ریشه در تفکر لیبرالی و سکولار دارند، همواره سعی در پوشاندن چهره‌ی واقعی دشمن و توجیه وابستگی داشته‌اند. امام خمینی (ره) با بصیرتی بی‌نظیر، این پیوند خبیثانه را افشا کردند و ملت را نسبت به آمریکا به عنوان دشمن اصلی آگاه ساختند. رهبر شهید انقلاب این آگاهی‌بخشی را در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان این‌گونه توصیف می‌کنند: «امام بزرگوار ملّت را آگاه کرد، بصیرت بخشید... امام بزرگوار ما در سال ۴۲، در اوایل شروع نهضت اسلامی فرمود: رئیس‌جمهور آمریکا مبغوض‌ترین افراد امروز در ایران است. این معنا را القا کرد به افکار عمومی؛ تبیین کرد برای مردم که هرچه هست زیر سر آمریکا است؛ شرارتها زیر سر آمریکا است.» (بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان، 12/08/1394). همین دشمن‌شناسی دقیق، ملت را قادر ساخت تا «در روز ۱۳ آبان، پرچم تسلّط ظالمانه‌ی متکبرانه‌ی آمریکا از بام ایران پائین بکشد» (بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان، 11/08/1390) اما دشمن‌شناسی تنها محدود به شناسایی بیرونی نیست؛ بلکه نیازمند شناخت جریان‌های داخلی است که خود را با دشمن هم‌پوشان کرده‌اند. رهبر شهید انقلاب در سال ۱۳۷۴ و در خطبه‌های نماز عید فطر، با صراحت تمام ویژگی‌های نماینده واقعی ملت را برشمردند و از کسانی که «اسلام را نمی‌پسندند» و «به خاطر دل بیگانگان... به انقلاب و ارزشهای انقلابی اهانت می‌کنند» برائت جستند. ایشان تأکید کردند: «آن کسی که به عنوان وکیل این ملتِ انقلابی و مؤمن و شجاع به مجلس می‌رود، باید انقلابی و مؤمن و شجاع باشد... آن کسی که بفهمد امام چه می‌گفت، چه می‌خواست و چرا می‌خروشید.» (بیانات در خطبه‌های نماز عید فطر، 01/12/1374) این بیانات تاکید ایشان بر این بود که نیروهای انقلابی باید مرزبندی خودشان را با نیروهای غیر خودی مشخص کنند. 2. نقش محوری مردم؛ از تاریخ سازی تا عدالت خواهی در حکمرانی رهبر شهید، مردم صرفاً ابزار قدرت نیستند، بلکه خود «تاریخ‌ساز» هستند. این نگاه متعالی به نقش و جایگاه مردم، ریشه در آموزه‌های دینی دارد که انسان را خلیفه الله می‌داند. رهبر انقلاب با استناد به جمله معروف حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام که «رحم الله امرء عرف من أین و الی أین و فی أین» (فیض کاشانی، الوافی، 1: 116)، ابعاد سه‌گانه معرفت (مبدأ، طریق و معاد) را مبنای حرکت جامعه می‌دانند. اما در عرصه اجتماعی، این معرفت باید به عمل منجر شود. مردم در اندیشه امام شهید انقلاب، کسانی هستند که با «ایمان» و «مجاهدت»، توطئه‌های دشمن را خنثی می‌کنند. ایشان در دیدار با مجلس خبرگان فرمودند: «اسلام بلاشک قلع‌وقمع‌کننده‌ی ظلم و استکبار است؛ لِیُظهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلِّه . یقیناً اسلام می‌تواند کفر را، جبهه‌ی مقابل را شکست بدهد.» (بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، 06/03/1395). این باور به توانایی مردم در سایه‌ی ایمان، استراتژی «ایران قوی» را پایه‌ریزی می‌کند. اما نقش مردم تنها در صحنه‌های دفاعی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در سازندگی و عدالت اجتماعی نیز نمود پیدا می‌کند. یکی از مهم‌ترین مسائل در جامعه‌ی اسلامی از نظر رهبری، «رفع فقر» و «رسیدگی به نیازمندان» است. ایشان معتقدند که پیشرفت اقتصادی باید همه‌جانبه و عادلانه باشد: «هر کاری در کشور صورت می‌گیرد، باید با هدف رفع فقر و محرومیت و ایجاد رونق در زندگی عموم مردم - نه بخشی از مردم و قشرهای خاص - باشد.» (بیانات در دیدار مردم شهرستان جیرفت، 17/02/1384) رهبری با نگاهی واقع‌بینانه به مشکلات موجود، همواره بر گوشزد کردن وضعیت محرومان تأکید داشته‌اند تا مسؤولان غافل نمانند: «انسان وقتی به متن جامعه می‌رود، می‌بیند که در خود تهران و شهرهای بزرگ - حالا چه برسد به جاهای دوردست - انصافا افراد ضعیف زیادند... واقعا اینها در جامعه‌ی ما وجود دارد و همه‌ی اینها برخلاف مقاصد انقلاب است.» (بیانات در دیدار مسئولان کمیته‌ی امداد امام خمینی(ره)، 14/12/1370) این حساسیت نسبت به طبقه محروم، ناشی از باور عمیق به اینکه «قشر محروم مردم، بلندگو و تریبون ندارند» است (بیانات در دیدار رئیس جمهوری و اعضای هیات دولت،05/06/1380) بنابراین، حکمرانی مقتدر زمانی تحقق می‌یابد که صدای مستضعفین شنیده شود و منافع آن‌ها در اولویت قرار گیرد. 3. سبک رهبری و اخلاقی در مدیریت کشور یکی از وجوه تمایز مدل حکمرانی شهید امام خامنه‌ای با رژیم‌های ستمگر گذشته، «سبک رهبری» و «اخلاق حکمرانی» است. مقایسه رفتار رضاخان و محمدرضا شاه با مسؤولان نظام اسلامی، تفاوت فاحش بین «برهوت حکمرانی پهلوی» و «باغ تمدن‌سازی اسلامی» را آشکار می‌کند. در اسناد تاریخی نقل شده که حکّام پهلوی با روش تحکیم مآبانه در جلسات هیئت دولت نیز از واژگان مستهجن علیه وزرای خود استفاده می‌کردند. این سبک حکمرانی مبتنی بر تحقیر و خشونت، ریشه در بی‌اخلاقی و غرب‌زدگی داشت. در مقابل، رهبر شهید انقلاب در میان همه افراد اعم از دولتی‌ها و مردم از خردسال تا سالمند، الگوی بی‌نظیری از اخلاق، تواضع و احترام به حقوق مردم ارائه داده‌اند. ایشان همواره بر اخلاق خانوادگی، اهمیت زنان، معاشرت با مردم و شنیدن حرف‌های منتقدان (حتی جوانان و دانشجویان) تأکید داشتند. این سبک رهبری، بازتابی از مکتب امام خمینی (ره) است. رهبری همواره از امام به بزرگی یاد می‌کردند و خود را میراث دار آن مکتب می‌دانستند. ایشان ۳۷ سال میراث دار امام بودند و اتفاقاتی را رقم زدند که آرزوی همه علمای شیعه بود؛ قرار گرفتن ایران در رأس جبهه مقاومت. 4. توجه به سنت‌های تاریخی مبتنی بر تاریخ‌نگاری اصیل بخش مهمی از حکمرانی رهبر شهید انقلاب، توجه به «تاریخ‌نگاری اصیل» است. ایشان برخلاف کسانی که تاریخ را صرفاً «نقل گذشتگان» می‌دانستند معتقد بودند که تاریخ باید «بدون روتوش» نوشته شود تا درس‌های آن برای نسل‌های آینده ماندگار شود و در همین راستا، از مؤسسات تاریخی حمایت می‌کردند و تاکید داشتند بر اینکه آثار تاریخی باید مستند بر اساس اسناد نوشته شود تا جریان «تاریخ‌نگاری سکولار» که سعی در تحریف واقعیت‌ها دارد، خنثی گردد. این توجه به تاریخ، ریشه در باور به اینکه «مردم دارند تاریخ خودشان را می‌سازند» دارد. یعنی تاریخ دانشی است که به مردم قدرت می‌دهد مواضع دشمن را ببینند و اهداف و کنش خود را بر اساس آن بسازند. به همین دلیل تأکید داشتند که جوان‌ها تاریخ بخوانند. چرا که عدم درک درست از تاریخ، راه را برای گمراهی و نفوذ دشمن باز می‌کند. 5. توجه به افق آینده؛ ایجاد تمدن نوین اسلامی نقطه اوج مدل حکمرانی شهید امام خامنه‌ای، ترسیم افق روشن برای آینده ایران و جهان اسلام است. ایشان ایران را دارای ظرفیت تمدنی چند هزار ساله می‌دانستند که اکنون در خدمت اسلام قرار گرفته است و بر این اعتقاد بودند که این ظرفیت توحیدی و الهی باید به «تمدن نوین اسلامی» تبدیل شود. در این تمدن، ملی‌گرایی ایرانی با تفکر شیعه عجین شده است. رهبری از دوران همان دوران جوانی و قبل از انقلاب اسلامی، به بیداری اسلامی می‌اندیشیدند و آرزو داشتند هر چه زودتر این بیداری شکل بگیرد. امروز شاهدیم که این بیداری که ایشان سال‌ها پیش پیش‌بینی کرده بودند، در منطقه شکل گرفته و ایران به عنوان قطب مقاومت و هدایت‌گر این جریان شناخته می‌شود. برای رسیدن به این تمدن، مدیران جامعه باید «مؤمن، شجاع و انقلابی» باشند. ایران به عنوان «هارت‌لند» با تمدنی دیرینه، می‌تواند با الگوی حکمرانی اسلامی- ایرانی، الگویی برای جهان باشد. نتیجه گیری مدل حکمرانی شهید امام خامنه‌ای، مدلی جامع، پویا و مبتنی بر معرفت دینی و ایمانی و شناخت تاریخی است. این مدل با عبور از مفاهیم غربی، «مردم» را محور قرار می‌دهد و با تکیه بر اصول دشمن‌شناسی، استقلال طلبی و عدالت‌خواهی در مسیر اقتدار و پیشرفت حرکت می‌کند. رهبر شهید انقلاب با تأکید بر اینکه «حفظ پیروزی از رسیدن به اصل پیروزی سخت‌تر است» (بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، 06/03/1395)، همواره هوشیاری ملت را می‌طلبیدند. در این مدل، دشمن شناسی، به عنوان ابزاری برای حفظ امنیت و حکمرانی، ضامن مشروعیت و پایداری است. اکنون، ایران اسلامی با بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها و تحت هدایت‌های رهبر فرزانه، در حال گذار از یک دولت ملی به یک تمدن‌ساز جهانی است که آرمان‌های نهضت‌های ضد استعماری امام خمینی (ره) و شهید امام خامنه‌ای را محقق می‌سازد

قرآن کریم 1. ابن شهر آشوب، ابی‌جعفر رشید‌الدین محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب (عل)، بیروت: دارالاضواء، ۱۴۱۲ق. 2. بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم رضوی، 01/01/1395 3. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، 18/06/1394 4. بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان، 12/08/1394 5. بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان، 11/08/1390 6. بیانات در خطبه‌های نماز عید فطر، 01/12/1374 7. بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، 06/03/1395 8. بیانات در دیدار مردم شهرستان جیرفت، 17/02/1384 9. بیانات در دیدار مسئولان کمیته‌ی امداد امام خمینی(ره)، 14/12/1370 10. بیانات در دیدار رئیس جمهوری و اعضای هیات دولت،05/06/1380 11. بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، 06/03/1395 12. فیض کاشانی، محمدبن شاه مرتضی، الوافی، اصفهان: عطر عترت، 1430 ق.